خرید بک لینک
ابلیس شبی رفت به بالین جوانی آراسته با شکل مهیبی سر بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

یا آن پدرپیر خودت را بکشی زار یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

یاخود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را

لرزید از این بیم و جوان بر خود و جاداشت کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

گفتا که پدر خواهر من هردو عزیزند هرگز نکنم ترک ادب آن دونفررا

لاکن چوبه می دفع شر از خویش توان کرد می نوشم از وی بکنم چاره شر را
جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
ای کاش شود خشک بن تاک و خداوند زین مایه شَرّ حفظ کند نوع بشر را
ایرج میرزا_شراب

ای کاش

برچسب: نویسنده: میلاد عابدی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1400 ساعت: 23:26

صفحه بندی